امروز آخرین روز از یازدهمین ماه، از سال ۱۳۹۲ است. نزدیک ۱۰ روز است که در محل کار بخاری روشن نمیکنم و این یعنی کم کم زمستان بای بای! می خواستم یادآوری کنم اگر سرمای شهر شما هم تمام شده و یا در شرف اتمام است و مشغول جمع آوری لباسهای زمستانی خود هستید،لطفاکمی شلخته باشید.بله درست شنیدید. منظورم این است وقتی می خواهید لباسهای زمستانی خود را تا سال بعد به خدای بزرگ بسپارید، وسواس زیادی برای خالی کردن محتویات جیب های لباسها به خرج ندهید.حتما می دانید که این را برای شادی روح خودتان در آینده می گویم . فرض کنید زمستان سال بعد همین لباسها را مجددا پوشیده اید... در خیابان قدم می زنید و چشم به شیشه های مغازه ها دوخته اید. چشمتان به جنس پشت شیشه خیره مانده و آرزوی خرید آن را در دل می پرورانید...وسط ماه است و دریغ از یک شاهی! با خود میگویید کاش پولی از آسمان می رسید و می توانستم این کالا را بخرم! آه بلندی میکشید،شانه های خود را به نشانه ی بی تفاوتی بالا می اندازید، دست در جیب برده و می خواهید به راهتان ادامه دهید که ناگهان متوجه می شوید یک چک پول۵۰ تومانی دستهایتان را نوازش میکند...تصور کردید؟ دیدید با یافتن آن پول در جیبتان چقدر خوشحال خواهید شد؟تجربه اش را داشتید؟ پس کمی شلخته باشید* :)
بهمن امسال مرا یاد این کلمات می اندازد: فنچ های جدید، تخم مرغ های محلی، تولدهای پیاپی،برف، هنرهای جدید،پایان استرس ها،عیادت ها، غبارروبی و... . جریان هرکدام مفصل است و در این مقال نمیگنجد پس به یادآوری کلمات مربوط به آن بسنده میکنم و اسفند شاد و خوشی برایتان آرزو میکنم .
* یاد جمله ی کتاب سووشون افتادم که میگفت: شلخته درو کنید تا چیزی گیر خوشه چین ها بیاید. یادش به خیر چند ماه پیش خونده بودم کتابشو ...چه زود گذشت.