در کلاس نشسته بودیم . چشمان یکی از شاگردان به پنجره خیره مانده بود . در گوش بغلدستی اش چیزی پچ پچ کرد و پنجره را به او نشان داد. بچه ها یکی یکی چشمانشان به همان سمت چرخید و یک آن متوجه شدیم مدرس عزیزمان دارد مبهوتانه به دانش آموزان نگاه میکند! یکی از بچه ها با صدای بلندگفت: it is Snow!

معلم هم با ناباوری گفت: snow?realy? open the window please!

و وقتی پنجره را باز کردم برف های نرم و کوچکی را در حال باریدن دیدیم .دستم را از پنجره بیرون بردم تا بتوانم اولین برف امسال را لمس کنم .

گفتم: excusme can i take a picture from this View ? 

 مدرس عزیز هم با کمال میل پذیرفت و حتی اجازه داد در بین کلاس، بچه ها پنج دقیقه بیرون بروند و در حیاط از نزدیک برف تماشا کنند. من هم از فرصت استفاده کردم و به همراه بچه ها از اولین برف زمستانی امسال فیلم و عکس تهیه کردیم:) فقط می توانم بگویم خوشحالم و خوشحالی ام در کلمات نمیگنجد :)

عکس نوشت: +


+ جمعه ۱۳۹۲/۱۱/۱۱ :: ساعت 14 :: مهناز |