چای خوردم.هات چاکلت خوردم. قهوه  را هم خواهر جان بر روی اپن آشپزخانه اش گذاشته که اگر خوابم گرفت بروم بخورم. اما نمی داند همین الان چشم هایم دارد بسته می شود و من هیچ امیدی به بیدار ماندن ندارم:ا

+ یکشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۱۵ :: ساعت 1 :: مهناز |